نوراکبر پایش

               

وحدت عمل یا ایجاد احزاب ائیتلافی

کدام یک و چرا؟

 

درین روز ها تب ګسست ها و پیوست ها  حلقات سیاسی افغانستان را فرا ګرفته است . پیوسته به ګذشته باز هم این یک جریان عکس العملی است که در پاسخ به انکشاف اوضاع در کشور یه دنبال حوادث و رویداد ها شکل میګیرد.ظاهرآ آرایش ها آسیب پذیر و تغیر پذیر اند و جابجایی نیرو ها هنوز پایان تیافته است آرایش نیروهای حاکم که با وصل حلقات طالبی و حزب اسلامی با آن بر بنیاد تفکر افراط ګرانه وتعصب قومی و زبانی در حال تکمیل است و تلاشهای اپوزیسیون که از موضع مشابه (تفکر افراط ګرانه جهادی و تعصب قومی)  به مقابله آماده میشود ٬ در صورت  تکیه زدن هرکدام بر اریکه قدرت نتآئیج کم و بیش همګون برای جتبش وطندوست و ترقی پسند به بار خواهد آورد. این یعنی  ازجانب آنان نه تنها امیدی برای حمایت حقوق و آزادی های تصریح شده و مصوب در قانون اساسی وجود ندارد بلکه خطرات واقعی نیز از جانب آنان قابل تصور است  .  پس در هر حال  دفاع ازین حقوق و آزادی ها و مبارزه برای توسعه  دستآورد ها درین راستا به اصل محوری  تشریک مساعی نیروهای وطندوست و مترقی مبدل میګردد .

 بی جا نیست که جمله بار ها تکرار شده  بار دیګر استفاده ګردد که کشور ما در وضیعت حساس و سرنوشت ساز تاریخی قرار دارد . واما این وضیعت چګونه تعریف شده میتواند و چرا حساس پنداشته می شود ؟

با اندک دقت میتوان به این نتیجه رسید که وضیعت مورد بحث ما در واقع بیان وضیعت نبرد میان استبداد و آزادی٬پیشرفت و عقبګرد  است. پس هم دلیل و هم موضوع حساسیت اوضاع در حوزه منافع همه ګانی ( حوزه  منافع ملی ) قابل  دریافت ٬قابل تعریف و قابل بررسی است .

این وضیعت بیش از همه نیروی وطنپریت و ترقیخواه کشور را به چالش میکشد زیرا ازیکطرف پراګنده ګی  اسفبار انانرا تهدید مینماید واز طرف دیګر خصومت پایان ناپذیر نیروی نسبتآ منسجم افراط ګرایی این جمع پراګنده و بی ساز و برګ را هدف قرار داده است .

فعالیت و روابط ذات البینی نیرو های فعال وطندوست و ترقی پسند سیاسی ـ اجتماعی جامعه ما نه تنها بر نتائیچ این نبرد در مقیاس کشور٬ در تعین و تشخیص سمت حرکت بعدی تآثیر آشکار دارد بلکه بر شیوه عمل فکتور خارجی٬ که متآسفانه در وضیعت موجود حرف اول را میزند نیز تآثیر فعال میګذارد .

ګرچه ستراتیژی و نقشه راه فکتور خارجی را منافع آنان تعین میدارد ولی بیلانس قوت وضعف و همګرایی و همزدایی نیروهای داخلی قبول و یا بی اعتنایی به سهم افغانستان ازین منافع راتوسط فکتور خارجی در بر دارد و یا به عباره دیکر بر آنها تحمیل میدارد .

با این پیش درآمد مختصر میخواهم بګویم ٬ همه ما اګر بخواهیم و یا نخواهیم مجبوربه یک انتخاب تاریخی هستیم٬ در یکطرف منافع خودی ( به حیث حزب ٬ سازمان ٬ خط فکری و یاشخص ) مطرح است و در طرف دیګر منافع همه ګانی و منافع ملی قرار دارد . نمیګویم که این منافع لزومآ در تقابل با هم قرار دارند  این ها میتوانند و در مواقع زیاد هم روی یک خط و منطبق باهم واقع شوند . ولی بدون شک یکی را نمیتوان جایګزین دیګری ساخت . تفاوت میان این منافع رااهداف و نیروهای که درآن شرکت دارند تعین میکند .  

بعید نیست که بتوانیم باطرح ریزی سیاست دوبعدی هردو را همزمان مد نظر داشته باشیم ولی در عین حال ناګزیر خواهیم بود تمرکز بر یکی را نسبت به دیګری ترجیح دهیم. و این رجحان را هم شرایط موجود دیکته میکند نه اراده ما.  قبل از طرح و پیشنهاد هرګونه راه کار باید بر سر پاسخ به این پرسش به توافق برسیم که در شرایط موجود به کدام یک ازین منافع باید رجحان  بدهیم  ؟ 

بحث تشریک مساعی با محوریت اصل « اتحاد » در واقع بحث ستراتیژیک  بر خاسته از منافع خودی( چه به حیث یک سازمان٬ چه به حیث یک حزب سیاسی و یا تفکر ) است . حزب وطن معتقد بر آنست که مبارزه برای وحدت میان نیروهای همباور و همګام حق ووظیفه این نیروهاست.یاد آوری مینمایم که پروسه وحدت در ذات خود یک پروسه زمانبر و پر فراز و نشیب است که متآسفانه در کشور ما اکثرآ به تعمیق اختلافات نیز انجامیده است زیرا استفاده ابزاری از آن در حد شعار پر جاذبه ٬ بدون موجودیت و یا ایجاد زمینه های عینی تحقق آن به حیث شعار سیاسی مورد توجه قرار ګرفته است .

 داشتن دستاورد در پروسه تشریک مساعی با محوریت اصل اتحاد٬ معکوسآ متناسب است با وسعت دایره مشمولین شعار وحدت .هر قدر دایره نیرو ها برای وحدت تشکیلاتی  وسیع تر باشد به همان اندازه تحقق آن  غیر عملی ترو مصروف کننده تر میګردد . بطور مثال تعین هدف وحدت تشکیلاتی و سیاسی تمام نیرو های وطندوست ٬ ترقی پسند٬ داد خواه ...... در یک حزب واحد وآن هم در زمانی که واقعآ وحدت عمل نیرو های موصوف به ضرورت مبرم حیاتی مبدل ګردیده است ٬ در خوشبینانه ترین قضاوت اشتباه جبران نا پذیر است . این حداقل به معنی مصروف شدن این نیرو ها در میان خود و عملآ خالی کردن عرصه مبارزه حیاتی بقا برای مخالفین این جریان است.

ما معتقدیم که تمرکز همکاری نیروهای وطندوست و ترقی پسند در دفاع از حقوق و آزادیهای مدنی فردی و اجتماعی ٬ تشخیص وظایف مبرم این عرصه ٬ عقب راندن نیروهای رجعت پسند و جنګ طلب از مواضع با اهمیت اجرائیوی از طریق توجه به توسعه ٬ استحکام و استقرار بنیاد های نیروهای وطندوست و ترقی پسند در انیستیتوت های دموکراسی ٬ ازجمله انتخابات در ابعاد مختلف آن٬ کار با جامعه جهانی با محوریت  منافع ملی...... در وضیعت موجود عملی ٬ممکن و ضروریست

 تعویض جای این  مسولیت تاریخی با شعار پرجاذبه و صرفآ تبلیغاتی « وحدت » این نیرو ها در یک حزب سیاسی ( در حالیکه یک خواست غیر عملیست  ) ٬ در حقیقت « منافع خودی» را جایګزین منافع همه ګانی  میسازند . و زمانیکه پیشنهاد متبادل تشریک مساعی بر پایه نیاز های عمومی مطرح میګردد عده ی با سر و صدازیاد  پیشنهاد کننده ګان رفتن بطرف یک حرکت وسیع را کسانی میشمارند که از وحدت در هراس اند و در مقابل از وحدت نیروهای مذکور در یک حزب واحد  سخن می ګویند٬ در حالیکه مخالفت با تشریک مساعی همه ګانی بر پایه وظایف و نیاز های  همه ګانی٬ خود فرار از حضور درجمع ګسترده است. قول معروف است « کسی که نمیخواهد سنګ را بر دارد به بزرګترین سنګ میچسپند و ظاهرآ زور میزند .»  .

ما امیدواریم که این سروصدا ها ناشی از احساسات آنان باشد و نه برنامه از قبل طرح شده برای مصروف نګهداشتن تیروهای وطندوست در درون خود برای تدارک فرصت های اضافی برای نیرو های عقبګرای ضد ترقی و ضد دموکراسی  در پروسه انتخابات و اقناع جامعه جهانی بر اینکه نیروی عملا موجود در پروسه های سیاسی کشور همین پوزیشن و اپوزیشن عملا موجود روی صحته است .  .

اګر واقعآ قصد شعار دادن نداریم و میخواهیم کاری انجام دهیم ٬ بیائید بر پایه ی مشترکات همه ګانی چوکات همکاریهای مشترک را بریزیم . حزب وطن آماده است در چنین پروسه ها فعالانه اشتراک و بر وظایف خویش مسولانه عمل کند . و اګربر چنین طرح فرصت عمل مساعد شود  و اراده عمل وجود داشته باشد ما آماده هستیم تا بر جزئیات آن وارد مذاکره شویم .

 

  پاسخهای محترم بشیر پیوستون ریس حزب وطن- بخش اول

 پاسخهای محترم بشیر پیوستون ریس حزب وطن- بخش دوم

ـــ رویداد های داخلی و خارجی 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
© Rahema نشر مجدد مضامین این صفحه با ذکر منبع مجاز است