فقیرمحمد ودان

مؤرخ:21 سپتمبر 2016

به پیشواز بـزرگداشت از بیستمین سـالـروز حمـاسۀ شهـادت

دوکتور نجیب الله رئیس جمهور افغانستان و رهبر حزب وطن

 

راه و آرمانهای شهید دوکتور نجیب الله

قسمت نهم

 

 

با درک هدف استراتیژیک حزب وطن و مختصات آن، اکنون جواب به این سوال ضرور دانسته می شود که:حزب وطن برای دست یابی به ارزشهای متضمن هدف استراتیژیک خویش (جامعۀ رفاه)، بطور مشخص کدام سیاست ها را در عرصه های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، دفاعی ـ امنیتی و روابط و مناسبات بین المللی مطرح و برای تعمیل و تحقق آنها مبارزه مینماید؟.

حزب وطن چه در حالت اپوزسیون، چه شریک در حکومت و چه در حالتی که حکومت را در دست داشته باشد، مبارزه در راه ارزشهایی را وظیفه و مسوولیت خود میداند که در مرامنامۀ مصوب مجمع عمومی مؤرخ 5 میزان 1391 این حزب منعکس و کشور ما را گام به گام بسوی تامین بنیادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و دفاعی ـ  امنیتی "جامعه رفاه" نزدیک ساخته و سرانجام نظام متذکره را تحقق می بخشد.  متن این مرامنامه را میتوانید در ذیل مطالعه نمائید:

 

مرامنامۀ حزب وطن مصوب مجمع عمومی

مـؤرخ پنجم میزان1391 ـ کابل ـ افغانستان

 

بنام خداوند بخشاينده و مهربان

مرامنامه حزب وطن

     وطن محبوب ما افغانستان كشور واحد، مستقل، اسلامی، مهد تمدنهای باستانی ، دارای تاريخ كهن ، مردم با شهامت ، سنن پسنديده و غنای طبيعی است.

     افغانستان سرزمين نهضت ها و مبارزات ملی، آزاديخواهانه و مهد پرورش رجال و شخصيت های نامدار و پر افتخار است . تاريخ وطن ما مشحون از مبارزات و مجاهدات مردم ما بخاطر دفاع از عقايد دينی، سرزمين، آزادی، ارزشها ونواميس ملی، تحكيم وحدت ملی و تعميم دموكراسی است. اين مبارزات در تلاش نيروهای آزاديخواه، ضد استعمار، ضد استبداد و نهضت های روشنفكرانه انعكاس درخشان يافته كه صفحات تـاريخ پرافتخار ملی ما را زينت بخشيده ، تجارب غنی و درسهای آموزنده را برای نسلهای بعدی نهضت ترقيخواهانه ، به ارمغان گذاشته اند ، كه در صورت توجه به اين تجارب و درسها ، پالایش ، غنا و انسجام آن بمثابه دستگاه اندیشه یی ـ سیاسی ، ميتوانستند و ميتوانند بمثابه چراغ ، راه پرفراز و نشيب مبارزات وطندوستان ترقيخواه افغان را روشن سازند.

      اما باتأسف حين تشكل مجدد سازمانی طی  «دههً دموكراسي»( 1343ـ1352 هـ ش ) كادر متبارز رهبری سياسی افغانستان ، بی توجه به تجارب و درسهاي فوق الذكر ، نهضت را از بستر طبيعی آن انحراف داده ، تحت تاثير جنگ سرد ميان ابر قدرت های جهانی، گرايشات ايديولوژي (چپ و راست) را تبارز و سرانجام برخلاف منافع ملی ، كشور را درشرايط اوج اين جنگ ، به گِرهگاه رقابت ميان قدرت های مذكور و اقمار منطقوی شان ، مبدل ساختند ، كه در نتيجۀ آن بهانه برای مداخلات گسترده خارجی در امور كشور را تدارك و خود بمثابه عوامل داخلی اين مداخلات ، چه بسا بـا توسل به قوای نظامي و سلاح ، در تقابل باهم عمل كردند.

    تجاوز نظامی  اتحاد شوروي در 6جدي 1358، تشديد و گسترش مداخلات علنی قدرت های جهان وكشورهای رقيب منطقوی را در امور داخلی افغانستان ، باعث گرديد وبر پيچيدگی اوضاع چنان افزود كه حتی بعد از اخراج نيروهای متجاوز از كشور كه بر بنیاد اعلام و تعمیل مشی مصالحه ملی و مبتنی بر توافقات ژينودر 26 دلو 1367 صورت گرفت نيز نه تنها اين مداخلات وجنگ های خونين ناشی از آن ، قطع نگرديد، بلكه با نقض توافقات مذكور و بعد با ناكام ساختن پلان صلح پنج فقره يی  سرمنشی ملل متحد در 27 حمل 1371 و نتايج بعدي آن( توطئه خارجی فروپاشی حزب وطن از داخل ، فروپاشی ساختار های دولتی منجمله قوای مسلح جمهوری افغانستان ، انتقال قدرت به مجاهدين، تداوم جنگ داخلی، ظهور و به قدرت رسانيدن طالبان و تبديل افغانستان به مركز بين المللی بنيادگرايی، تروريزم و توليد مواد مخدر) اين بحران وجنگ ناشي از آن ، عمق و گسترش هرچه بيشتر يافت كه قيمت آنرا مردم افغانستان با شهادت ، معيوبيت و معلوليت ده ها هزار تن از فرزنـدان شان، مهـاجرت صدها هزار خانواده ، منجمله روشنفكران و كادر هاي ملی ، ويرانی كشور، غارت و نابودی نهاد هاي اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی  و با زمينه يافتن نفاق ملی، پرداختند.

     حوادث سالهای جنگ، رقابت های درونی هريك از جوانب متخاصم داخلی و رويارويی اين جوانب بر سر حفظ ، تحكيم و يا بدست آوردن قدرت و بالاخره اوضاع ماهيتاً جديدي كه بعد از اضمحلال اتحاد شوروی (دسامبر 1991) و بخصوص بعد از حادثه 11 سپتامبر 2001 ، شكل گرفت و با مداخله نظامی ایالات متحده امریکا و جامعه جهانی به سقوط اداره طالبان و توافقات بن (دسامبر2001  ) انجاميد ، طرفهاي متخاصم داخـلي در قضيه افغـانستان را ازلـحاظ ايديولوژيك وتشكيلاتی به بحران كشيد وفروپاشی آغاز شده سياسی تشكيلاتی  اين نيروها را سرعت هرچه بيشتر بخشيد. در تداوم اين فروپاشی ، نيروهای بالنده و مستعدي سربلند نمودند كه  بانقد علمی گذشته ، تمايل جهت پيوستهاي فكري سياسی و تشكيلاتی جديدی را تبارز ميدهند.

     یکی از نیروهای فوق ، وظیفه انسجام دوباره اعضای حزب وطن و حضور مجدد این حزب در وضعیت سیاسی  کشور را در برابر خویش قرار داد . حضور مجدد حزبی را که قبل از همه و بمثابه نیروی پیش قرآول ، تحت رهبری شهید دوکتور نجیب الله در جریان شدت تقابل مسلحانه در دهه شصت خورشیدی ، به حقیقت انحراف نهضت ترقیخواهانه کشور از بستر طبیعی آن دست یافت ؛ گرایشهای متخاصم ایدولوژیک را نقد کرد ؛ با حل نظامی معضله افغانستان مخالفت نمود ؛  به تجارب تاریخی نهضت های ترقیخواهانه کشور ، ارزشهای دین مقدس اسلام و سنن و عنعنات پسندیده کشور رجوع نمود و بر بنیاد این ارزشها و وضعیت موجود ، اندیشه سیاسی مصالحه ملی را انسجام بخشید ؛  مشی مصالحه ملی را بر مبنای تفاهم بین الافغانی اعلان کرد و راه حل سیاسی و صلح آمیز معضله افغانستان را برگزید.

     در چنين اوضاع است كه حزب وطن با تکمیل پروسه انسجام مجدد و مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک قانون اساسي جديد افغانستان (مصوب لويه جرگه مورخ 22قوس – 14 جدی 1383 )و قانون احزاب (نافذ شده در 22 ميزان 1382) ، به دور جدیدی از مبارزه و فعالیت خویش آغاز مینماید . بنابرین حزب وطن از تاسیس وهمان آغاز فعالیت خویش (سرطان 1369)نيروي ماهيتاًجديد سياسی است كه از متن نهضت آزاديبخش و ترقيخواه افغانستان و بمثابه وارث اين نهضت ، قامت برافراشته ، با درنظرداشت درسها و تجارب حاصله از آن ، بدون ذهنيگری ، شتابزدگی وآرمانگرايی ، متكی بر تحليل های علمی از اوضاع اجتماعی ، اقتصادي وفرهنگي كشور، اوضاع منطقه و جهان و با احساس مسووليت در برابر مردم وتاريخ افغانستان ، یک بار دیگر وارد وضعیت سياسي كشورگرديده ، باروحيه همكاری و تفاهم صادقانه باساير نـيروهاي ملی ، تحول طلب ، ترقيخواه و طرفدار جامعه مدنی ، جهت غلبه بر مشكلات كنونی و در ضديت با هرگونه  گرايشهاي عقبگرايانه و محافظه كارانه،عمل مينمايد.

     خصلت ملي و دموكراتيكِ مبتنی بر ارزشهای ترقیخواهانه فرهنگ افغانی ، مشخصه اساسی و سرشت حزب وطن محسوب ميگردد . حزب در پندار ، گفتار و كردار خود به اين ارزشها كه ريشه های عميق در فرهنگ و ارزشهای عام بشری دارند ، متعهد است . برين بنياد حزب وطن طرفدار تحولات عميق و كيفی اجتماعی و اقتصادی است، اما دستيابی به اين تحولات را با توسل به توطئه ، عمل نظامی ، اِعمال زور و خشونت ، انحصار قدرت ، سوق جبری جامعه در مسير كليشه های ذهنی و پرش از مراحل ضرور رشد و تکامل اجتماعی ـ اقتصادی ، كاملاَ مردود ميداند و معتقد است كـه تحولات اجتماعی اقتصادی در نتيجه تلاش ميليونها انسان برای دگرگون ساختن وضع نامطلوب موجود و نيل به ترقی، عدالت اجتماعی و رفاه عامه در يك پروسه ريشه دار تاريخی ، تحقق ميپذيرد . بنابرين حـزب پشتيبان پروسهۀ  تحقق رشد وانكشاف اجتماعی اقتصادی و شگوفايی هرچه بيشتر فرهنگ ملی ، با خصلت تدريجی و صلح آميز آن ميباشد ، كه با اشتراك آگاهانه و داوطلبانه ميليون ها انسان هموطن ما ميبايد صورت گيرد . حزب نقش خويش را در اين پروسه بمثابه نيروی آگاه و متشكل سياسی ، در ترويج افكار و انديشه های ترقيخواهانه ، سمت دادن و رهبری حركت سياسی هموطنان برای دستيابی به اهداف مذكور، ايفا مينمايد.

     حزب وطن با اتكا به مختصات جامعه افغانی ،  وظايف اساسی خويش را در مرحله كنونی ، مبارزه بخاطر استقرار صلح واقعی و عادلانه ، اعمار مجدد ، انكشاف اقتصادی و اجتمـاعی وبمنظور ارتقـای سطح رفاه مردم ، تامین پروسه قانونمند خودآگاهی و وحدت ملی ، گسترش  و تعميق  دموكراسی قرار داده و در  نهایت از پروسه ایجاد ، تحکیم ، گسترش و تعمیق ارزشهای جامعه رفاه در عرصه های زیستی ، اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی حیات جامعه ، دفاع نموده از نقش ساختارهای جامعه مدنی به هدف تامین مشارکت آگاهانه مردم درین پروسه حمایت مینماید . ما جامعه رفاه را متشکل از افراد آزاد و با حقوق مساوی می پنداریم که آنان در یک نظام اجتماعی مردم سالار و حقوق بنیاد از امکانات برای تامین امنیت و رفاه اقتصادی ، اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی برخوردار گردیده ، حقوق و مکلفیت های قانونی شان را در پروسه زیست باهمی درک و توأم با تبارز فرهنگ عالی و احساس قوی هموطنی تعمیل نمایند .

 حزب وطن برای دستيابي به اهداف دورنمایی فوق، مرامنامه ذيل را كه با احكام دين مقدس اسلام ، قانون اساسي كشور، مفاخر ملی ، اصالت افغانی و ارزشهای عام بشری مطابقت دارد، مطرح نموده ، تمام اعضا و هواداران خويش را جهت بسيج مردم درجهت مبارزه برای تحقق آن فرا ميخواند.

      درعرصه  سياسی :

       ـ  حزب براساس سرشت ملی خويش از استقلال ، حاكميت ملی و تماميت ارضی كـشور ، حفظ و استحكام وحدت ملی افغانی دفاع نموده ، درصورت تهديد منافع ملی ، بر رجحان اين منافع بر منافع حزبی ، طبقاتی ، قشری ، صنفی ، قومی ، قبيلو ی، سمتی و محلی تأكيد مينمايد.

       ـ براي تامين حيات مدنی معاصر ، تاسيس و تقويت نهاد های سياسی ، اجتماعی و فرهنگی دموكراتيك را با سهمگيری مناسب وبدون تبعيض همه اقوام ، پيروان مذاهب و ساكنين مناطق مختلف كشور ضرور پنداشته ، ازتحكيم قانونيت ، رعايت اصول دموكراسی ، کثرت گرایی سياسی ، تعميل انتخابات آزاد ، مستقيم ، سری ، مساويانه و دموكراتيك به ترتيبی  كه هيچ نيروی سياسی و گروه های اجتماعی اعم از زنان و مردان از شركتِ با حقوق مساوی (يك فرد يك را) در آن مستثنا نباشند ، پشتيبانی نموده، معتقد است كه حاكميت  سياسی به مردم افغانستان تعلق دارد ، اين مردم افغانستان اند كه حق دارند از طريق انتخابات قانونی در مورد تعويض مشروع حاكميت تصميم بـگيرند . بنـابرين حزب با انتقال قدرت به طرق غير قانونی و نامشروع منجمله با توسل به زور، اسلحه ، توطئه و كودتا  مخالف است . به همين جهت ما از نفی كامل تمايلات نظاميگرانه در احزاب پشتيبانی مينمائيم . به عقيده ما نظام قانونی زمانی تكميل ميگردد كه  اتباع افغانستان و نهاد هـای جامعه افغانی به شمول ارگانها و مقامات دولتی حقوق و مسووليت های متقابل قانونی داشته و قانون بر ايشان بطور يكسان و بدون تبعيض و تمايز تطبيق گردد .

        ـ حزب وطن لويه جرگه را نهاد سياسی عنعنوی و باستانی افغانستان برای اتخاذ تصاميم درموارد مسايل اهم ملی دانسته از آن توأم با تكامل نحوه دعوت و ترکیب اعضا ، محتوای كار و طرزالعمل تصميم گيری آن در هماهنگی با مقتضيات دموكراسی ، پشتيبانی مينمايد . به همين ترتيب ما از تشكيل جرگه ها  بمثابه يکی از ارگانهای ساختار دولتی در مركز و تمام واحد های محلی قدرت و اداره دولتی دفـاع نمـوده ، جهت انتقال صلاحيت های قانونی به جرگه های مذكور برای حل مسايل اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی ساحه مسووليت شان، مبارزه مينمائيم .

        ـ حزب بخاطر حفظ و حراست نواميس ملی در حاليكه از تشكيل اردوی ملی با کمیت مطابق به ضرورت و با پرسونل كارآزموده ، مجرب ، با كادر مسلكی تحصيل يافته و سمبول وحدت ملی و همچنان بر استفاده ضرور و لازمی از سایر امکانات ، پشتيبانی مينمايد ؛ معتقد است كه مسايل مورد اختلاف داخلی به طرق سياسی ،  صلح آميز و عادلانه حل و فصل گردد . همچنان در صورت رفع تضمین شده تهدید های خارجی ، از هر نوع تلاش بخاطر تثبيت اصل بيطرفي دايمی و غیر نظامی ساختن افغانستان از طـريق عقـد توافقـات و تضمين های معتبر بين المللی ومنطقوی تحت نظر سازمان ملل متحد، حمايت مينمايد.

       ـ حزب با اعتقاد به اين حقيقت كه غلبه بر مشكلات كنونی كشور ودستيابی به اهداف سياسی، اقتصادی و اجتماعی مطروحهً مرحله كنونی نميتواند كار يك حزب و يـا نيروی سياسی باشد ، به اصل تشريك مساعی با ساير احزاب ، سازمان های اجتماعی ، كانون های فرهنگی ، مراكز علمی و اكادميك و شخصيت های با اعتبار ملی و مذهبی طرفدار جامعه مدنی ، معتقد بوده ، برای تامين اين امر از سياست تشكيل جبهه واحد سياسی با اين نيروها و همچنان از ائتلافهای سياسی ، پشتيبانی نموده برای تعميل آن مجاهدت مينمايد.

 

ـــ په ملی شورا د شهید داکتر نجیب الله افتتاحیه وینا

ـــ رویداد های داخلی و خارجی 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
© Rahema نشر مجدد مضامین این تارنمابا ذکر منبع مجاز است