نور اکبر پایش

 

برداشت های من ازدید ګاه های حزب وطــن

خانه از داربست آباد است  // نقش ایوان و سقف برباد است

قسمت دوم

در عرصه  مبارزه برای تغیر :

قبل از پرداخت به مسله تغیر ( تغیر در جامعه و تغیر در خود ) جهت ازاله سو تفاهمات و سو تعبیر ها در مورد برخی مسایل از جمله انتخابات ٬حکومت و حضور خارجی ها در کشور ماومسله جنګ وصلح سخنان کوتاه داشته باشیم .

من در مورد انتخابات ریاست جمهوری کماکان موضع رسمی حزب را موضع درست و قابل تائید میدانم . ما بپذیریم یا نپذیریم اصل انتخاب در نفس خود یک حرکت دموکراتیک است . اینکه در پروسه انتخابات چه کسی و یا کسانی به میدان آمده اند تعلق به نفس انتخابات ندارد ٬ مردم میتوانند در میان نیک و بد یکی را برګزینند ٬ از میان بد و بدتر یکی را بر ګزینند و اینکه مردم درین پروسه شرکت کنند یا نکنند آزاد اند خواه این عدم شرکت برسم اعتراض باشد و یا برای شان اهمیت نداشته باشد واما کشور ما درین رابطه در وضیعت خاص قرار داشت . تصور غالب چنان بود که ایالات متحده با جنبش طالبان کنار آمده است و طالبان نیز با توجه به موضعګیریهای علنی و رسمآ اعلان شده شان به چیز کمتر از امارت اسلامی قناعت نداشتند . حتی اکثریت قریب به تمام آنانیکه خود را کاندید مقام ریاست جمهوری نموده بودند در اخرین روز ها جهت کمپاین نمودن بخود فعال شدند . در حالیکه در تمام مدت که در اختیار داشتند کوشیدند در تضعیف نقش عنصر داخلی سهم فعال بګیرند . کشور در برابر دو انتخاب قرار ګرفته بود ٬ جمهوریت یا امارت.

حزب وطن با تمام نواقص ٬ کمبودیها و ریسک های موجود جمهوریت را انتخاب نمود . انتخاب ثالث ( حکومت موقت یا حکومت عبوری ) هم اینجا و انجا هواخواهانی داشت ٬ چیزی که مردم ما آنرا با تمام وجود تجربه نموده بودند . حد بسیار پایان اشتراک درین پروسه دلایل فراوان و آشکار دارد که مخالفین تدویر پروسه انتخابات انرا عمدآ عدم شرکت اګاهانه و هدفمند مردم تلیغ مینمایند تا ازین پروسه محتضر نیز انتقام بګیرند .

حمایت از پروسه ٬ حمایت از کاندیدای مشخص نیست . چنانچه حزب وطن  در مورد تمام کاندیدا های این پروسه قضاوت خود را اشکارا اعلام داشت .

حکومت موجود از  نظر حزب وطن حکومت ایدآل نیست ٬ از لحاظ سیاسی و مالی عمیقآ وابسته و دستنګر است و اګر عادلانه به عقب  و حتی تا دوردستها به عقب بنګریم این حالت پاشنه آشیل تنها حاکمیت موجود نیست و این وضیعت در آینده نزدیک و حتی کمی دور تر از آن دګرګونی آشکاری نخواهد داشت ٬  مګر اینکه دیدګاه ها  وطرح های برای تغیر  از حمایت ګسترده مردمی بر خوردار ګردد . برای رسیدن به این موقعیت باید مبارزه کرد و شکل این مبارزه را حزب وطن طی با صلاحیت ترین نشست های مقامات رهبری کننده خود مشخص ساخته است .  در حال حاضر دو دیدګاه مطرح است یک دیدګاه حزب وطن که در کنګره ۱۳۶۹ به بنیاد سیاستهای حزب مبدل ګردید و در مجمع عمومی حزب پنج میزان ۱۳۹۱ مجدآ مورد تائید قرار ګرفت و دیدګاه دیګر « هدف اصلی را کسب استقلال ٬ تاسیس حکومت ملی ٬ دموکرات و راه رسیدن به این هدف مشخص را قیام مردمی » میداند . و اینکه قیام ها و انقلابات سیاسی کودتایی با اندیشه مصالحه ملی در تقابل قرار دارد فکر میکنم در آن ګنجایش تفسیر دیګر وجود نداشته باشد این یکی از آن بنیاد هایست که « خانه » تفکر وعمل حزب وطن عملا موجود بر آن  «آباد » و استوار است .  من نمیګویم که تعدیل در آن ګناه کبیره است واما این تعدیل در نتیجه تحلیل عمیق و عینی توسط  مقامات ذیصلاح تعریف شده میتواند بنیاد جدید تفکر و اندیشه را بسازد . 

باور دارم که فورمولبندی کنګره (۶ ــ۷ سرطان ۱۳۶۹)که در ګزارش شهید داکتر نجیب الله به کنګره موصوف انعکاس یافت  در شرایط موجود نیز بایستی بنیاد دید ما را برای دګر ګونی تشکیل دهد . این فورمولبندی مشعر است « کلمه انقلاب در طول تاریخ برای دګرګونی های عمیق و بنیادی اقتصادی و اجتماعی در جوامع  مختلف بکار رفته است...... هنګامیکه میګویم اضمحلال  نظام کهنه و بر قراری نظام نو را انقلاب بوجود میآورد٬ بیائید انقلاب را بمفهوم وسیع آن درک نمایم . به همین جهت انقلاب به معنی تلاش ملیونها انسان برای دګرګون ساختن وضع نا مطلوب و نیل به ترقی ٬  عدالت و برابری یک پروسه تاریخی است که بطور عینی وجود داشته صرفنظر از دخالت و عدم دخالت ما ادامه خواهد داشت . » ما میتوانیم به عنوان یک حزب در تسریع وسمتدهی این پروسه نقش داشته باشیم و برای ایفای این نقش تاریخی خود آماده شویم .

در عرصه بازنګری و امروزی سازی سیاستها و دیدګاه های حزب :

کنګره سرطان ۱۳۶۹ با این کلمات تاریخی و شجاعانه به کار خود پایان داد :  « نو سازی شکل ضروری بقای حزب در صحنه سیاسی و پیروزیهای درخشان آینده آنست ٬ نو سازی باید همه عرصه های حیات حزبی اعم از سازمانی ٬ مفکوروی٬ ساختار و فعالیت مجموع حزب و هر سازمان حزبی را در بر ګیرد . نو سازی باید به امر هر سازمان حزبی و هر عضو حزب مبدل ګردد . » بی تردید امر نوسازی نیاز هر مرحله تاریخی مبارزات حزبی است که هدف اصلی آنرا بازنګری و به روز سازی سیاستها و دیدګاه های حزب تشکیل میدهد .

حزب باید ٬ تاکید میکنم باید به این بحث ها بپردازد . ولی « هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد  » فکر کنم محل توضیح نتائیج این مباحثات رسانه ها باشد نه جریان این مباحثات .

 در عرصه مبارزه با بحران :                   (  ادامه دارد )

ـــ رویداد های داخلی و خارجی 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
© Rahema نشر مجدد مضامین این صفحه با ذکر منبع مجاز است