نوراکبر پایش

 

برداشت های من ازدید ګاه های حزب وطــن

خانه از داربست آباد است  // نقش ایوان و سقف برباد است

بجای مقدمه :

هر امروز حلقه وصلی میان دیروز و فرداست  باوجود رابطه تنګاتنګ میان  سه بعد زمان ( دیروز ــ امروز و فردا) نمیتوان یکی را در جای دیګرش نشاند ویا یکی را با معیارها و شرایط دیګرش قضاوت کرد .

و اما امروز ما با آنکه ازین قاعده استثنا نیست عوارضی که بر این رابطه تحمیل ګردیده ا نرا بغرنجترو درک آنرا دشوار تر نموده است و در بسا موارد شبه حقیقت با حقیقت اشتباه ګرفته میشود ٬ آنچه درک این رابطه راهرچه بیشتر دشوار و اشتباه پذیر میسازد ساده سازی تاثیرات متقابل پدیده ها بر مبنی فورمولهای کلاسیک  روابط  و تاثیرات ګروها و طبقات اجتماعی بر یکدیګر و با یکدیګر است . ګوشه یی از واقعیت زنده ګی امروز ما که در آن عوارض جانبی در سمتدهی حوادث و رویداد ها غلبه داردبطور مثال  :

مثلث شرور ( خلیلزاد ٬ آی .ایس . ای  و طالبان ) ظاهرآ بعد از توقف کوتاه (اجباری و یا مصلحتی ؟) در ادامه  تقلا برای رسیدن به اهداف ستراتیژیک سیاسی و اقتصادی ایالات متحده در منطقه ما  مجددا به حرکت در امده است . این حرکت با هیچ قاعده تعریف شده طبقات ومبارزات طبقاتی قابل تعریف و قابل پیشبیبی نیست فقط در یک بحث کلی  درخدمت اهداف ستراتیژیک سرمایه داری قرار دارد که سمت و سوی آنرا پروژه های استخباراتی تعین میکند ، بدون شک این یک قاعده نیست بلکه استثنای در شرایط موجود مسلط بر قاعده است . اندکی درین بحث تمرکز میکنیم :

این تحرکات  اهدافی را در ابعاد ګوناګون مد نظر قرار داده است  که در پیشا پیش آن تضعیف کامل نقش عامل داخلی در شکلګیری رویداد های سیاسی و اجتماعی کشور قرار دارد . تویت جناب ترامپ در مورد توقف مذاکرات آمریکا ــ طالب به بازوی تبلیغات پلانشده وسیع میدیای اجیر شده افغانی و نیز برخی عکس العملهای احساساتی موافق و مخالف با آن فضای کاذب روانی را  بوجود آورد  که نقش عامل داخلی را در پروسه صلح کشور چیزی نزدیک به صفر به نمایش بګذارد  و نتیجه ګیری شود که  « هرچه آمریکا خواهد همان شود » . در واقع پروژه های استخباراتی کنشها  وواکنشهای پروسه های اجتماعی را در زیر سایه خود به ګوشه رانده است .

در چنین فضای مسموم اینک معامله آمریکا ــ طالب اګاهانه و عمدی جایګزین پروسه ختم جنګ و تامبن صلح در کشور

 ګردیده  و با تمام امکانات تلاش بعمل میآیدهرګونه مخالفت با این جریان بعنوان مخالفت با صلح توجیه ګردد وواضح است که نهادینه شدن این طرز تلقی در تقرب بسوی اهداف ستراتیژیک یاد شده عامل موثر تسیهل کننده محسوب میګردد .

بحران طراحی شده و قابل کنترول در کشور ٬ لازمه اصلی تقرب بسوی اهداف ستراتیژیک مذکور است که در عین حال خواست تاریخی  کشور پاکستان را نیز تشکیل میدهد و این کشور را به متحد طبیعی ایالات متحده درین پروسه و حامی طبیعی ګروه بحران مبدل ساخته است . بدین جهت تلاشهای آشکار برای تعمیم ٬ تعمیق و مدیریت بحران طراحی شده به حیث  اولین هدف « مثلث شرور » نشانی شده است .

پروسه طبیعی  تشکیل دموکراتیک  حکومت  که با بدیل حکومت موقت چلنج شد نخستین ګامها برای تشکیل حکومت موقت که توسط عمران خان ٬ نخست وزیر پاکستان مطرح و توسط همسرایان مزدبګیرش با اصوات کراهت بار در کشور بدرقه ګردید با تدویر انتخابات برای ریاست جمهوری  با وصف کمبودیها و تا هنجاری های فراوان که داشت به ناکامی انجامید .  هرچند در فضای مملو از ارعاب ٬ بی باوری و تبلیغات زهر آګین سطح نازل اشتراک مردم درین پروسه حد بالای آسیب پذیری مبارزات  حق طلبانه و دموکراتیک در کشور را نشان داد و مایه تشویش و نګرانی در مبارزات حقطلبانه و دموکراتیک مردم ما برای آینده است ولی این حقیقت را نیز به نمایش ګداشت که اګر مردم به پا خیزند ٬ آنچه خود خواهند همان شود نه آنچه دیګران برای شان رقم میزنند.

 و اما شکست ګامهای نخستین به  انصراف از ایده ای تشکیل حکومت موقت و پیګیری بحران زایی نه انجامید و تلاش برای تشدید بحران را وارد مرحله جدید ساخت که بیش از هرچیز بر بی اعتبار سازی نتائیج انتخابات و زمینه سازی برای استفاده مجدد از تجارب جان کیری متمرکز است  .

برای تحقق این برنامه ګروه های انتخاباتی ثبات و همګرایی تحت رهبری عبدالله عبدالله ٬ صلح و عدالت  اسلامی تحت رهبری ګلبدین حکمتیار ٬ و امنیت و عدالت به رهبری رحمت الله نبیل فعالانه وارد عمل ګردیده وتوسط  مقام حقوقی ؟ خود ساخته شورای کاندیدان ریاست جمهوری و ګروه حامد کرزی حمایت و بدرقه میشوند .

رویداد ها و حوادث بیانګر انست که تیم دولت ساز تحت رهبری داکتر اشرف غنی نیز به شیوه دیګر و به قیمت ابقای خود بر اریکه قدرت وارد معاملات غیر قابل پیشبینی ګردیده بحران را تضمین و کشور را به پایګاه ترانپورتیشن بنیاد ګرایی و تروریستان بین المللی مبدل سازد . چراغ سبز این تیم در رهایی زندانیان طالب از آماده ګی شان جهت معامله غرض تحقق اهداف پروژه خلیلزاد با محوریت خود و تغیر شکل آن حکایت دارد  . طوریکه دیده میشود پروژه بر پروسه حاکم است . وما بمثابه یک حزب سیاسی متعهد به آرمانهای مردم کشور درپاسخ به درخواست چنین شرایط   سیاست ګذاری نمایم . 

چه میتوان کرد ؟ پاسخ ساده و از قبل ګفته شده « باید وضع موجود را ازمیان برداشت »

  چګونه از میان برداشت ؟ پاسخ دیروز حلال مشکل امروز نیست .

 به همین جهت حزب وطن  عملا موجود بمثابه میراثدار اندیشه و تفکر حزب وطن و رهبر شهید آن داکتر نجیب الله( که حسابش با معامله ګرانی که تحت  نام کمیته ها وکمسیونهای  احیای  حزب وطن از معامله با از ارګ ګرفته تا حزب اسلامی و طالب دام روزی ګسترده ٬ جداست ٬) در اسناد مصوب و مواصع رسمی خود از ضرورت حکومت ملی بمثابه لازمه صلح پایدار و با عزت و جبهه ضد جنګ بعنوان تکیه ګاه مبارزه برای صلح سخن ګفت و از تمام نهاد های سیاسی و شخصیت های وطندوست برای تاسیس چنین جبهه دعوت بعمل آورد که «  حد اقل در چوکات همین خواست و منافع مشترک صدا و عمل خود را مشترک سازیم ٬ دفاع مشترک مان از داعیه صلح باعزت و پایدار در عین حال برای ارګ نیز این یقین را میدهد که محل اتکای غیر از معامله ګران جهادی بد عهد و بدکردار نیزوجود دارد که بر پایه قدرت و ثروت بنا نیافته٬واجد اعتماد و قابل اتکاست . حتی اګر روزی ارګ شریک معاملات دیګر باشد همین محور مشترک میتواند به تکیه ګاه مبارزات ترقیخواهانه ملی مبدل ګردد ،»

چرا جبهه ضد جنګ ؟

 بعد ویرانګر بحران  قبل از همه در قالب جنګ تبارز نموده است  و قبل از پایان این مصیبت نه زمینه برای مبارزه بخاطر صلح پایدار وجود خواهد داشت ونه امیدی برلی ترقی اجتماعی و اقتصادی .در شرایطی که خطر بحران با ګذشت هرروز جدی تر میګردد  اګر در مقابله با آن  مردمان متحد قد علم نکنند حد اقل برایند بحران تاسیس حکومت موقت چند سره و چندین سره ! در واقع امارت اسلامی باز سازی شده خواهد بود تا  همچون مار های ضحاک  از مغز جامعه ما تغذیه کنند . واما با توجه به ارایش موجود نیروهای فعال و موثر سیاسی و یا شاید بهتر باشد بګویم سیاسی ـــ نظامی این اتحاد ٬ صرفنظر از اینکه طرح آرمانګرانه تلقی میګردد در کدام فورم و کدام هدف بایست مورد حمایت حزب قرار داشته باشد و نه  تنها از ان حمایت بلکه در آن فعالانه شرکت ورزد ؟

 این پرسش دقیقا در وضیعتی مطرح میګردد که یکتعداد افغانستان را کشور اشغال شده ٬ تعداد دیګر کشوری با حکومت دست نشانده میدانند و طبعآ این دو دیدګاه اهداف متفاوت از هم را مدنظر دارند . دیدګاه اولی مبارزه برضد اشغال را در شکل خروج نیرو های نظامی خارجی از کشور شعار میدهند که فعالترین و موثرترین نیروی طرفدار این دیدګاه را ګروهی تشکیل میدهند که خود را « جنبش طالبان » مینامند که نقش حمایتی حزب اسلامی به رهبری  ګلبدین حکمتیار و شاید هم ګروه های خورد و کوچک دیګر ٬ تصویر روشنی از عمق فاجعه در صورت  تحقق این طرح را به نمایش میګذارد. با  توجه به ارایش قوا سرو صدای نه چندان بلند و نه چندان پر طرفدار جبهه استقلال طلبی به رهبری و اشتراک نیروهای ملی ووطنپرست را نمیتوان در برابر ګرایشهای طالبی و طالب نوازی وزنه نه تنها همسنګ که حتی اخلال کننده اهداف آنان نیز تلقی نمود بلکه در عمل میتواند نا خواسته به ممد و همصدای منحرف ترین و عقبمانده ترین قرائت حکومت دینی مبدل ګردند . 

قرائت دوم نجات را در تغیرحکومت در چوکات نظام موجود میداند  در حالیکه اضمحلال نظام را هدف ستراتیژیک خود قرار داده اند .   بمنظور تصریح باید ګفته شود که هدف  ازتغیر دست بدست شدن حکومت در میان « محصولات جان کیری» نیست . درین جا باید تذکر داد که در حفظ نظام موجود علرغم کاستی ها و انحرافات  آشکار ګرایشها و نیرو های متفاوت شریک اند . « محصولات جان کیری» برای حفظ  قدرت و تعدادی از احزاب ٬ سازمانهای سیا سی ـــ اجتماعی و اکثریت مردم  به شمول حزب وطن که نتائیج درد ناک فاجعه فروپاشی  نظام را با تمام وجود تجربه نموده اند ٬ برای تغیر قدرت ضرورت دفاع از نظام موجود و نه حکومت موجود را ضروری میداند . البته که حفظ نظام بهای تحمل عوارض نظام را  که همزمان باید بر علیه آن مبارزه کرد به همراه دارد .

 در چنین  شرایطی در برابر ما ( حزب وطن ) چه باید کرد ها و چه نباید کرد های زیادی  صف کشیده است که خواهی نخواهی از توجه به آن ناګزیریم. این وضع دو عرصه عمل جداګانه ولی بر هم موثر و از هم متاثر را ګشوده است .  عرصه مبارزه با بحران که دراه است ونیز مبارزه برای تغیر و عرصه باز نګری و امروزی سازی سیاستها و دیدګاه ها

    به باور من  اولی فوریت و دومی اهمیت حیاتی دارد . ( ادامه دارد )

ـــ رویداد های داخلی و خارجی 

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
© Rahema نشر مجدد مضامین این صفحه با ذکر منبع مجاز است