غلام محمد زارع

 

شورای عالی مصالحه ملی هم پرابلم شد

 

 

صلح تنها ختم جنگ و خاموشی سلاح نیست . صلح معامله و تقسیم کرسی های دولتی نیست . به گفته اسپینوزا « صلح به معنی نبود جنگ نیست ، بلکه فضیلتی است که از نیروی جان مایه می کیرد » . صلح نه تنها قطع جنگ ختم مخاصمت و تنازع است ، بلکه سازش ، اشتی ، و توافق ، از خود گذری و همدیگر پذیری ؛ جمع اوری سلاح . مهمات و وسایل جنگی ؛ تامین عدالت اجتماعی ؛ احترام به حقوق و ازادی های انسانی ؛ سرگذاشتن در برابر قانون و نظم عامه ؛ فراهم سازی زمینه های تجدید تربیه و ملکی سازی ؛ جستجوی امکانات و شرایط کار و فعالیت اجتماعی معقول برای اشتراک کننده های جنگ که سلاح به زمین گذاشته اند ؛ اتخاذ تدابیر صحی و معالجوی برای کسانیکه سال ها در جنگ بودند ؛ مساعد سازی امکانات تعلیم وتربیه برای فرزندان وطن ؛ مبارزه با فساد مالی و اجتماعی ؛ تامین دموکراسی و برابری در برابر قانون ؛ جوابگو بودن مراجع مسوول در برابر مردم . این ها حداقل شرایط برای تامین صلح عادلانه در کشور اند . 

با درد و اندوه فراوان باید گفت که تامین صلح در کشور ما بیشتر جنبه معامله و زد وبند را دارد تا تامین صلح واقعی و فراگیر . اوازه های درز کرده به بیرون حاکی از ان است که خلیل زاد نماینده وزارت خارجه امریکا از دولت افغانستان خواسته تا قطعات نظامی و انتظامی خود را از ولایات جنوبی ( پکتیا ، پکتیکا و خوست ) بیرون کرده این ولایات را به طالبان بسپارند . به باور من این همان سناریوی کهنه اشغال جلال اباد و اعلان حکومت مجاهدین در دهه شصت خرشیدی میباشد که حکومت حزب وطن با مالیدن پوز پاکستان و عناصر مزدور جهاد پیشه و حامیان بین المللی شان به خاک مذلت  درس های فراموش ناشدنی برای شان داد . ولی پاکستان هنوز هم پند نگرفته همان پلان را با محتوای دیگر از طریق خلیل زاد به منصه اجرا میگذارد . 

خلیل زاد این بار پلان تباهی کامل افغانستان را با خود به کابل اورده . داکتر عبدالله ، نور و قانونی و شرکا که صرف دغدغه حفظ پول های باد اورده خود را دارند با شور دادن سر بدون در نظر داشت تحلیل عواقب تباه کن بعدی این پلان شوم ، خلیل زاد را دلشاد ساختند . ولی اشرف غنی و اطرافیانش که به بازی های پشت پرده ای . اس. ای اشنایی دارند و از پلان تباهی احتمالی افغانستان با خبر اند ، موقع و امکان تطبیق این طرح را به خلیلزاد ندادند . 

ازامکان بدور نیست که امریکا این بار هم با استفاده از سلاح کهنه ، قطع کمک های مالی به افغانستان استفاده کند . بدبختانه در این دو دهه تهاجم غرب به افغانستان ، دولت های برسر اقتدار نتوانستند با استفاده از امکانات مالی و لوژیستیکی که در اختیار شان گذاشته شده بود ، استفاده نموده زیربنا های اقتصادی و تخنیکی کشور را باز سازی مجدد نموده و به سوی خود کفایی اقتصادی بروند . لذا دست نگری و پابندی دولت به کمک های خارجی هنوز هم به قوت خود باقی است و این احتمال وجود دارد که امریکا با تهدید به قطع کمک های مالی به افغانستان و فشار جنگ سالاران داخل حاکمیت ، دولت را مجبور به چنین معامله ای بگرداند . 

در کشور ما متل مشهور است که می گوید « پیر مردن اسان است ولی رخنه ای مرگ باز می شود » با واگذاری ولایات جنوبی به طالب کار به پایان نمی رسد . طالب ها یک بار امتحان خود را به مردم افغانستان داده و مزدور بودن خود را ثابت ساخته و نشان داده اند که مجریان پلان های ای . اس. ای  اند . لذا به مجرد سپردن ولایات جنوبی به طالب ، ولایات شرقی و جنوب شرقی خود بخود سقوط کرده جنگ به دروازه های کابل می رسد . در کابل که دولت متشکل از تنظیم های جهاد پیشه ، تکنوکرات های امده از غرب و قسمآ افراد نفوذی طالبان است ، به گردن هم می افتند . در این خلا جنگ سالاران که در طول چند دهه میلیون ها دالر سرمایه اندوخته اند ، بخش های باقیمانده سرمایه خود را به دوبی ، دوحه ، ترکیه ، ایران وحتی روسیه فعلی انتقال کرده خود با خانواده و نزدیکان خود تا رسیدن طالبان کشور را ترک میکنند . 

تکنوکرات های امده از غرب یا با پادر میانی امریکا در امارت اسلامی جای خود را پیدا کرده به شیوه دیگر به چپاول دارایی های مردم ادامه میدهند و یا با استفاده از امکانات ولی نعمتان خود با بکس های پر از دالر به خانواده های خود در غرب می پیوندند . 

به این ترتیب طالبان به کمک افراد نفوذی خود در دولت زمینه های سقوط حتمی نظام سیاسی کشور را که مجموعه کاملی از نهاد ها ، گروه های ذینفع سیاسی ــ اجتماعی و ارتباطات میان این نهاد ها و قواعد رهبری سیاسی است را فراهم ساخته ، چپاول و چور مجدد داشته های مادی و معنوی کشور بدست طالبان اغاز و سالهای ۱۹۹۲ یک بار دیگر تکرار شده و پاکستان به اهداف خود که تباهی افغانستان است می رسد . 

فراموش نباید کرد که ایران سالهاست از ساخت وساز بند های ابگردان در غرب کشور نا راضی و براشفته بوده وبخشی از گروه طالبان را زیر حمایت مالی و سیاسی خود در اورده است . به مجرد بروز خلای قدرت ایران از موقع استفاده کرده با فراهم نمودن امکانات تخنیکی برای این گروه بند های ابگردان که طی چندین دهه با خون و اشک انسان این وطن اعمار شده را تخریب و بخش های غرب کشور را چپاول و داشته های مادی و معنوی انرا به غنیمت می برد . 

در سرحدات شمالی متصل با جمهوری های اسیایی میانه که روس ها در انجا فعال اند و زد وبند های با طالبان دارند ، وضع تغیر چندان نمی کند . زیرا این گروه به کمک و یاری روس ها این مناطق را زیر پوشش مکمل خود قرار داده و با نیرو های حزب اسلامی گلبدین حکمتیار به معامله می رسند . روس ها با تحریک طالبان که دیگر بخش اعظم کشور را زیر کنترول خود دارند به موافقه رسیده و امارت اسلامی در بخش بزرگ کشور تحت حمایت پاکستان ، ایران و روسیه بوجود می اید . 

ما در این شک نداریم که صلح نیاز مردم افغانستان است . ولی باید دانست که کدام صلح ؟ شاید صلح را که پاکستان از طریق طالبان بر ما تحمیل میکنند بدتر از جنگ فعلی باشد . 

شورای عالی مصالحه ملی که مرکز تجموع خانواده جنگ سالاران جهاد پیشه گردیده ، نمیتواند مظهر تامین صلح در کشور باشد . در این جنگ تمام مردم افغانستان صدمه دیده و متضرر شده اند . شورای عالی مصالحه نمی تواند این کتله بزرگ را نادیده بگیرد . 

غرب تلاش دارد با اوردن فشار بر دولت افغانستان مبنی بر تقویه بیشتر شورای عالی مصالحه ، از یک سو دست اشرف غنی را از پروسه صلح کوتاه سازد و از سوی دیگر زمینه جولان بیشتر برای داکتر عبدالله را میاثر بگرداند که این خود موجبات سرکشی بیشتر شورای عالی مصالحه از دولت و باز شدن بیشتر درز میان دولت و این شورا فراهم می گرداند . 

من قبلا وضاحت دادم که با گذاشتن ولایات جنوبی برای طالبان احتمال قوی وجود دارد که ولایات شرقی و جنوب شرقی توسط تحریک طالبان سقوط کرده و جنگ به دروازه های کابل برسد . تجارب گذشته نشان داده و تاریخ گواه است که در چنین حالات دولت که عالی ترین مظهر رابط قدرت و حاکمیت و نماد مصلحت عمومی بوده و دارای ویژه گی های شامل نظم و امنیت ، پاسداری از قانون و حقوق طبیعی شهروندان و ایجاد رابط همبستگی اجتماعی و تامین رفاه و اسایش اجتماعی میباشد ، از درون می پاشد و تراژیدی سالهای دهه شصت خرشیدی تکرار می شود و پاکستان یک بار دیگر به ارزوی دیرین خود که ویرانی نهاد های اجتماعی ، سیاسی و نظامی در افغانستان است ، می رسد . 

من با سروصدا های مبنی بر تجزیه افغانستان به دست پاکستان بدلایل زیر موافق نمی باشم . پاکستان در تلاش است از یک سو برای خود عمق ستراتیژیک بوجود بیاورد و از سوی دیگر به بازار های اسیایی میانه دست رسی پیدا کند . برای پاکستان یک افغانستان ضعیف و دست نگر و تحت الحمایه به مراتب مفید است نسبت به تجزیه و بوجود امدن سرحدات جدید . لذا در اخرین تحلیل پاکستان به کمک غرب و کشور های همسایه امارت اسلامی ؟ طالبان را در افغانستان برپا می کند که دیگر در ان از حقوق انسانی ، احترام به کرامت انسان و نوع بشر ، دموکراسی و حقوق شهروندی ، حقوق و ازادی های زنان ، خبری نبوده ، ملا طالب و چلی هر کاره ان باشند . این اخر مطلب نیست . پاکستان تشنه داشته های زیر زمینی ماست که هنوز دست ناخورده باقی مانده است . وضع اقتصادی در کل در پاکستان به طرف وخامت می رود . در صورتیکه نظامیان پاکستان نتوانند یک راه حل بیابند ، احتمال ناارامی ها در مناطق مختلف پاکستان بدور نیست . به همین دلیل نظامیان پاکستانی با گرم نگهداشتن اتش جنگ و ویرانی در کشور ما تلاش دارند اذهان عمومی در کشور خود را از مشکلات داخلی منحرف و متوجه به اصطلاح عامل خارجی نمایند . 

بیاید نگذاریم نظام سیاسی در کشوراز هم بپاشد و یک گروه مزدور و بیگانه پرست برسر نوشت ما حاکم شود . 

 

10.12.2020

 

 مضامین  تحلیل ها و مقالات محترم

فقیر محمد ودان

کمیته مشترک تفاهم اعضای حزب وطن

چپاول دارایی های مردم توسط زورمندان ، جنگ سالاران و مفسدین داخل حاکمیت

گرامیداشت از پانزدهمین سال شهادت داکتر نجیب الله

متن کامل توفقنامه تشکیل حکومت وحدت ملی در افغانستان

 متن کامل پیمان امنیتی کابل ــ واشنگتن

فهرست دارایی های زمامداران افغانستان تا سال ۲۰۱۵

مقالات  ، مضامین ، عکس ها و ویدیو کلیپ ها در مورد زنان افغانستان

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
© Rahema نشر مجدد مضامین این صفحه با ذکر منبع مجاز است