بشیر مومن

جامعه شناسی بیرق

 

         

                «بزرگی و عظمت یک مملکت منوط به وسعت خاک آن نیست بلکه مربوط به اخلاق و روحیات اهالی آن است»!

 

با توجه به اهمیت خاص بیرق مردم هر کشور پرچم را عزیز و گرامی دانسته و در حال حاضر در بسیاری از کشورها یک روزدر سال را به‌ عنوان روز پرچم ملی جشن می گیرند. مردمان جهان پرچم افراشته خود، بزرگی٬ سربلندی٬ آزادگی و افتخار ودر سرنگونی آن شکست٬ بردگی و ستم بیگانگان را می‌نگرند.درفش، پرچم یا بیرق، نماینده گروهی از جمعیت است که دارای قلمرو بوده و زیر نفوذ حاکمیت یک قدرت برتر اداره و رهبری می‌شوند. از این رو می‌توان گفت سمبول است که بسیار گسترش یافته و نهاد، هم خونی، نژادی، فرهنگی و تاریخی در آن دیده می‌شود. پرچم قطعه پارچه‌ای است منقوش به نشانی خاص که معمولاً به میله‌ای آویخته می‌شود و به عنوان نماد یک قوم، کشور، آرمان و یا سازمان معینی به کار می‌رود. این واژه که از زبان ترکی وارد ادبیات ما گردیده ، در دری-فارسی درفش، علم و درفش و رایت و در عربی لواء، الرایه، بیرق، و العَلَم با همین معنا بیان شده‌اند. اهمیت پرچم در نگاه عموم مردم نه به خاطر پارچه آن و رنگ و نقشی است که بر آن بسته شده است، بلکه پرچم از دید همگان نمادی از قدرت و اتحاد آن گروه یا سپاه است که باید به آن احترام گذاشته شود و مقام آن حفظ شود.علم مطالعه‌ی پرچم‌ها، وِکسیلولوژی (Vexillology) نام دارد و از اصطلاح لاتین وکسیلوم به معنای پرچم گرفته شده است. واژه‌ی فِلگ (flag) در زبان انگلیسی نیز از واژه‌ی قدیمی فلکِن (fflaken) از زبان ساکسون‌ها گرفته شده و به معنای پرواز یا شناور بودن در هوا اشاره دارد. پرچم هر کشور هویت یک ملت محسوب می‌شود و رنگ‌ها و نمادهای به‌کاررفته در آن بر اساس فلسفه‌ای مشخص انتخاب شده است. تمامی کشورهای دنیا دارای پرچم مختص به خود هستند. روی پرچم کشورهای مختلف دنیا از سمبل‌های زیادی استفاده شده است. بعضی از سمبل‌ها بارها تکرار شده‌اند و در پرچم‌های زیادی دیده می‌شوند. بعضی از آنها معنا و مفهوم خاصی برای آن کشور دارند ولی بعضی دیگر، جهانی هستند و در همه‌ جای دنیا معنای یکسانی دارند.  پرچم  عنصر جدا نشدنی حماسه‌ هاست و ضمن پیوند رویدادها با ملت‌ها، از آن‌ها حماسه می‌سازد. زیرا رویدادهای سیاسی، اجتماعی، نظامی و ورزشی تنها در صورت اتصال به منافع و هویت ملت‌ها تبدیل به حماسه می‌ شوند و پرچم به‌ عنوان میثاق ملی هر ملتی، این پیوند معنایی را برقرار می‌کند.در تمدن‌های اولیه، گروه‌های خاصی از مردم، نیزه‌ها و سپرها و وسایلی تزیین شده داشتند که سمبول‌های فرهنگی آنها را نشان می‌داد. بعدها کم کم از روبان، چرم یا ابریشم برای تزیین این وسایل استفاده کردند تا گروه خود را از دیگر گروه‌ها، متمایز کنند. اولین کاشفان سرزمین‌های دور و نزدیک نیز وقتی برای اولین بار وارد سرزمینی می‌شدند، صلیب علامت یا تندیسی آنجا می‌گذاشتند. ولی بعدها از پرچم استفاده کردند تا حضور خود را علنا نشان دهند و حاکمیت خود را ثابت کنند. از لحاظ تاریخی پرچم به عنوان نماد در مصر قدیم، آشور و نزد یهودیان معمول بوده است. یونانیان ابتدا قطعه ای زره را که بر نیزه ای نصب شده بود به عنوان پرچم به کار می بردند. در نزد رومیان نیز پس از اینکه قسطنطنیه به مسیحیت گروید پرچم به صورت پارچه ای ابریشمی به رنگ ارغوانی که نام حضرت عیسی به حروف یونانی بر آن نقش شده بود٬معمول گردید. ناگفته نباید گذاشت که پرچمهای اکثر کشورها در طول تاریخ نطر به حالات سیاسی  واجتماهی  تغیر نموده است ؛ بطور مثال در گذشته پرچم کشور هالند شامل سه نوار افقی به رنگ های نارنجی، سفید و آبی بود. امروز رنگ نارنجی به رنگ قرمز تغییر یافته است. دلیل این تغییر را می توان مشخص تر بودن رنگ قرمز در کشتی رانی دانست. پرچم کشور هالند نیز سمبل آزادی برای این کشور می باشد. به همیمن شکل در عقب بیرق هر کشوری، داستانی نهفته است و رنگ‌های هر پرچم، فرهنگ هر ملت را به نمایش می‌گذارد و ممکن است که در منطقه‌ای دیگر متفاوت باشد. برای مثال، در چین و کوریایی جنوبی  و دیگر کشورهای آسیایی، رنگ سفید نماد عزاداری و ماتم است، درحالی‌که در غرب رنگ مشکی نماد سوگواری محسوب می‌شود. رنگ مشکی در غرب ریشه در دوران  امپراطوری روم قدیم و زمانی دارد که در مراسم عزاداری از رنگ‌های تیره استفاده می‌شد. روشن است که بیرق، به دلیل اینکه سمبول همبستگی اردو  بوده، یکی از اهداف دشمن برای از بین بردن علم بردار و به زمین انداختن پرچم برای تضعیف روحیه جنگاوری لشکر مقابل به شمار می‌رفته‌است. بطور مثال جنگ ميوند دومین  جنگ افغان -انگليس بود که؛ ملالی درین جنگ به مدافعین  آب آشامیدنی میرساند . ملالی وقتی می بیند علمبردار نیروهای افغان هدف گلوله قرار گرفت و پرچم از دستش بر زمین افتاد؛ او مشک آب را بر زمین گذاشت و پرچم افتاده را بلند کرد؛ با خطاب قرار دادن مبارزان افغان آنان را به ادامه جنگ فراخوانده فرياد زد که: 

            که په میوند کی شهید نه سوی                   خدایږولالیه بی ننگی ته دی ساتینه 

همین شجاعت میرمن ملالی  با برداشتن پرچم باعث پیروزی  افغانها گردید! در بسیاری از جنگ‌ها یکی از منصب‌های مهم، «پرچم‌داری» بوده‌است چرا که پرچم نشانی از همبستگی در عمل و اتحاد در شعار بوده؛ به گونه‌ای که هر گاه پرچم از دست پرچم‌دار می‌افتاده، نوعی شکست و از هم گسیختگی برای لشکر به‌شمار می‌آمد.به همین خاطر کشتن این افراد در جنگ مورد بسیار مهمی بوده است و معمولا فردی که پرچم دار را می کشته جایزه دریافت می کرد. ظرفیت شورانگیزی و روحیه‌ بخشی پرچم با هیچ رسانه، پیام و اثر مشابهی قابل قیاس نیست و هیچ شی و اثری نمی‌تواند چنین احترام و تعلق خاطر پر شوری را در بیننده ایجاد کند.دانشمندان این عرصه معنقدند که  « این قدرت شگرف را می‌ توان ناشی از ظرفیت هویت‌ ساز پرچم دانست. چنان که وقتی نماد و نشان ملی کشوری بر مبنای باورها، عواطف، آرمان‌ها و میراث مشترک یک ملت ساخته و پرداخته می‌شود، به مثابه حلقه اتصال اجزای آن ملت به دور مفهوم کلان ملیت عمل می‌کند». پرچم به نشانه فرهنگ یک سرزمین می باشد؛ این فرهنگ در ابعاد مادی و معنوی می باشد از این رو باید پرچم را شناخت و معانی آن را آموخت. پرچم هم مانند کلام و ادبیات است که با نگاه کردن به آن نمی توان معنی آن را دریافت. اگر به فردی معانی یک کلمه در هر زبانی آموخته نشود با نگاه کردن به کلمات نمی تواند معانی و دلالت آن ها را دریافت کند. بدین لحاظ پرچم باید نماینده و نشان امری پاک برای جامعه خود باشد تا به امری مقدس تبدیل شود. از این رو پرچم شناسی را از نگاه  جامعه شناسی مورد مطالعه قرار گرفته  تا عوامل سیاسی و فرهنگی موثر بر ساختار جامعه را دقیق بدانیم.  پرچم افغانستان روح ملت ما را نمایندگی می‌کند و می‌توانیم به واسطه آن روح ملت را بشناسیم. انتخاب رنگ‌ها و تنوع آن به جا و درست است که باید به آن توجه کنیم و ارج بگذاریم. پرچم هر کشوری مقدس است، زیرا بالای سر یک ملت قرار می‌گیرد، به همین جهت پرچم برای هر کشوری ناموس آن محسوب می‌شود و اگر می‌خواهیم به یک ملت احترام بگذاریم، باید به پرچم آن کشور احترام بگذاریم؛ زیرا پرچم‌ها فقط نماینده دولت‌ها نیست.استفاده از پرچم به عنوان یک نماد یا نشانه امری است که در سرتاسر جهان صورت پذیرفته است. از این رو شناختن آن به عنوان یک موضوع علمی کاری لازم و ضروری است چرا که این نماد متعلق به یک فرهنگ خاص نیست. به عبارت دیگر یکی از قویترین زبان های مشترک در بین افراد ساکن در کره زمین با هر زبان و فرهنگ و اعتقادی پرچم می باشد.در دنیای امروز دیگر فضایی روی کره زمین نیست که در قلمرو کشور و حکومتی خاص نباشد. تمام قلمرو ها با علامتی خاص به نام پرچم مشخص شده و نشان حاکمیت می باشد؛ براین بنیاد رو پرچم هر سرزمینی برای افراد آن سرزمین مقدس است . پرچم فقط یک پارچه نیست؛ این، سمبول یک‌پارچگی میلیون‌ها نفر انسان است که شاید در فاصله چند هزار کیلومتری یکدیگر، اما با هم زندگی می‌کنند.پرچم‌ها نشان می‌دهند که ما به یک سازمان، مجموعه و جامعه تعلق داریم؛ مجموعه‌ای که دارای فرهنگ، اعتقادات، اهداف و قوانین مشترک است؛ پرچم ها نمادهای ملی هستند. هر کشوری برای خود پرچمی به عنوان نماد ملی انتخاب کرده است که با دیگر پرچم‌ها تفاوت دارد ملل، نظام‌های سیاسی و ساختارهای دارای هویت مشترک، اعم از اقوام، ایالت‌ ها و کشورها تصویر  هویت ملی خود را در قالب نمادی به نام «پرچم» خلاصه‌ سازی می‌ کنند.هر چند پرچم را به لحاظ دسته‌ بندی نوع و گونه‌ شناسی باید در میان پدیدارهای تصویری قرار داد و از آن به عنوان یک اثر تصویری نام برد که در فراگرد ارتباطی به‌ عنوان عنصری تصویری و گرافیکی ایفای نقش می‌کند.اما حضور مداوم و چشمگیر آن در ادبیات و پیوستگی چشمگیر آن با اسطوره‌ها، نمادها و نشانه‌ ها در طول تاریخ، از این اثر تصویری ساختار و قابلیت‌ هایی متمایز و متفاوت از دیگر آثار تصویری ساخته است؛ به‌ گونه‌ ای که ارزش ملی و هویتی آن بر ارزش‌ های جانعه شناسی، زیبا یی شناسی و هنری آن چیره شده است.آنچه مربوط تاریخچه پرچم افغانستان میشود باید گفت  که از لحاظ تاریخی ، بیرق ما به درفش کاویانی نیز شهرت داشته‌است؛ این ارتباظ میگرد به قیام «کاوه آهنگر» بر ضد  پادشاه ظالم وقت «ضحّاک» ؛ او پیش‌بند کار خود را که از چرم سرخ‌رنگی بود، بر فراز چوبی قرار داد و قیام خود را آغاز کرد! در طول تاریخ پرچم افغانستان  بارها عوض شده است؛ پرچمی که شاید در ظاهر عوض شده باشد اما همچنان یادآور ملتی غیور و پر قدرت است. پرچم ما مانند بخش های دیگر نیز تاریخ پرماجرای کشور، سرگذشتی پرحاشیه و سرشار از تغییر و تحول را شاهد بوده‌است. تحولات تاریخی و ظهور و زوال رژیم‌های سیاسی، شاید بیش از هر چیزی در تغییرات پرچم ملی، بازتاب یافته‌است. حبیب الله رفیع، پژوهشگر افغان و عضو اکادمی علوم افغانستان که در این زمینه پژوهش نموده است، می گوید که رنگ های بیرق فعلی افغانستان در لویۀ جرگۀ پغمان که در سال 1307 هجری خورشیدی برگزار شده بود، از سوی شاه امان الله به عوض پرچم سیاه رنگی که قبلاً وجود داشت، پیشنهاد گردید و تصویب شد. او در مورد منطق انتخاب این رنگ ها می گوید که رنگ سیاه این بیرق، نمادی از تاریخ و یا "دوران سیاه استعمار"، رنگ سرخ آن نماد "مبارزۀ مردم افغانستان در برابر استعمارگران" و رنگ سبز نماد "آزادی و سرسبزی" کشور است.رنگ‌هایی که با نظریه‌ها، رسم  و رسوم و ساختار اجتماعی و باستانی تا این حد نزدیک باشد. این امر نشان می‌دهد افغانها نسبت به پرچم خود حساسیت دارند، به همین دلیل نسبت به آن در طول تاریخ توجه داشته‌اند و پرچم را بومی می‌دانستند که به وسیله آن ضمیر ناخودآگاه اجتماعی خودشان را نقاشی کنند تا دیگران آن را ببینند.  جامعه شناسان به این باورند که پرچم یک نوع نقاشی ضمیر ناخودآگاه است که آرزوهای نهانی و عناصر بنیادین ما را به تصویر بکشد یا افشا کند.حرف معروف  است که میگفتند برای آنکه گروهی بتوانند همبستگی و انسجام خود را نشان دهند باید زیر یک بیرق بروند. جالب است وقتی یکتعداد مردم  زیر سایه یک بیرق  قرار می‌گیرند، قصه های زیاد از هر کنج وکنار وطن  شروع می‌شود، وخاطرات را به یاد می آورند  که شاید هیچ‌وقت هیچ‌کدام تجربه نکرده‌اند؛ اما همین خاطرات اگر شرین بود می خندند و غم انگیز تاسف بار بود یک پنجه گریه هم  سر می دهند. پرچم، بیانگر وحدت و انسجام اجتماعی است و با خود نشانه‌ها و نمادهایی از جمعیتی که نمایندگی می‌کند، دارد. پرچم در کنار زبان و خط مشترک، یکی از ارکان هویت مشترک در همه کشور‌های جهان به شمار می‌رود که اهمیت دادن به آن در میان مردم با استقلال کشور و همبستگی ملی رابطه مستقیمی دارد. شاید هیچ علامت و نشانی به اندازه پرچم نتواند یک ملت را نمایندگی کند به همین دلیل برای آنکه در هر جایی بخواهند حضور ملت‌ها را به تصویر بکشند به پرچم‌های آنان مراجعه می‌کنند.  یکی از مروج  شیوه ترین احتتجاج علیه کشور های متخاصم  آتش زدن به بیرق  آنهاست ؛ما باید به عنوان یک کشور صاحب فرهنگ، ادب و معرفت مراقب پرچم خودمان باشیم که مورد بی‌احترامی قرار نگیرد و باید برای این  کار پرچم‌ کشورهای دیگر را هم مورد بی‌احترامی قرار ندهیم. در اصل چالش و نبرد در حوزه پرچم‌ها نیست، بلکه در حوزه‌هایی مثل فرهنگ و اقتصاد است. ما باید در مبارزه فرهیختگی داشته باشیم؛ نوع ایستادگی بسیار مهم است و مردم دنیا منتظر هستند ببینند  که ما چگونه ایستادگی و مبارزه می‌کنیم؛ در اعتراض روش‌های بسیار نافذتر، جدی‌تر و عمیق‌تری وجود دارد که ما باید از آنها استفاده کنیم.افزون بر این‌ها ملت افغانستان تحت تأثیر ده‌ها سال جنگ و جدال و تنش و مناقشه، از هم متلاشی شده و شیرازه‌های وحدت و همگرایی و همبستگی آن به نحو ترمیم‌ناپذیری گسسته‌است.در این میان، عشق به میهن و احترام به ارزش‌ها، مفاخر و نمادهای ملی و میهنی هم به شدت تضعیف و تخریب شده‌است  . بطور مثال در سالروز جشن تسلیم دهی حکومت داکتر نجیب اله؛ مجاهدین به جای بیرق ملی کشور؛ از پرچم دولت مجاهدین استفاده کردند  و به جای سرود ملی، سرود دوران مجاهدین نواخته شد.؛که در ذهن هر هرکس خاطرات وحشتناک آن دوران را تداعی میکند و این عمل بدون شک بی احترامی به نمادهای ملی و آسیب زدن به وحدت ملی تلقی می شود و پیامدهای منفی زیادی بر جای می گذارد.  در حالیکه پرچم و سرود ملی عناصری جدایی‌ناپذیر از هویت هر کشور بشمار می‌روند..پرچم و سرود ملی، فارغ از هر نوع گرایش سیاسی باید از مقدسات هر افغان تلقی گردد متاسفانه مردم ما در پاس داشتن حریم بیرق وسرود ملی  ضعف جدی داشته و دارند. ما به قدر کافی به پرچم ملی خود احترام نمی گذاریم.افغانستان هنوز درگیر نزاع‌های مرگباری است که ریشه در تاریخ پرحادثه این سامان دارد. هنوز هم جنگ نیابتی پاکستان  وایران دوام دارد و مبارزه علیه آن نیز قیمت جان  روزانه ده‌ها کشته  از سوی نیروهای قوای مسلح و شهروندان بی‌دفاع غیر نظامی افغانستان استمرار یافته است؛ به قول معروف  مهم است که به وجود کشورمان افتخار کنیم ؛ولی مهمتر از آن این است که“کاری کنیم” کشورمان به وجودمان افتخار کند! احساس عمیق تعلق به یک ماهیت و ارزش مشترک با قابلیت تجربه‌ پذیری عمومی این نکته را یادآوری می‌کند که پرچم و سرود ملی می‌تواند مردم را از هر اقلیت، قشر و گروهی، تحت یک مفهوم و ارزش فراگیر به نام ملت گرد هم آورد و آن‌ها را به‌ عنوان اجزای موثر و ارزشمند عنصر ملت، با یکدیگر پیوند دهد. یک از مهم ترین  پرابلم  در کشور ما با در نظر گرفتن همه جوانب، وضع محدودیت­‌هایی برای استفاده احزاب و گروه­‌های سیاسی و حتی غیر سیاسی از پرچم کشور به­‌عنوان نماد این گروه­‌ها ضروری به نظر می‌رسد. این ممنوعیت یا محدودیت باید با این هدف انجام شود که استفاده یک گروه از پرچم به‌عنوان نماد خاص این گروه در رقابت با گروه رقیب چه سیاسی وچه غیر سیاسی  پرچم  کشور را در معرض رقابت­‌ها و چالش­‌ها و تنش­‌های معمول چنین رقابت‌هایی قرار ندهد. سیستم تعلیمی کشور نقش بسیار مهمی در تثبیت جایگاه نمادها و نشانه­‌های ملی و انتقال ارزش­‌ها و اصول اجتماعی دارد. یکی از ابزارهای سیستم تعلیمی در این جهت کتاب­‌های درسی است که باید به شکل سنجیده و دقیق، به طرح موضوع پرچم بپردازند. از نگاه جامعه شناسی باید اهمیت،  تجارب نشان داده است که در کنار وضع قوانین احترام به بیرق؛ نقش  مکاتب ،خانواده  رسانه ها نیز از اهمیت بالا برخودار است ؛چراکه  پرچم شاخصه مشترک تمام ملت افغان است. بطور مثال در زمان  ظاهرشاه ( بابای ملت ) در کلاس اول مکتب به شاگرد می آموحت که بیرق ما سه رنگ دارد سیه وسبز وسرخ رنگ دارد . باید با ارائه جذاب و دلنشین تاریخچه پرچم در افغانستان  و جهان و ذکر اهمیت آن و ریشه­‌های فرهنگی و تاریخی و ملی پرچم افغانستان این موضوع در ذهن و ضمیر متعلم  داخل کرد.  وزارات تعلیم وتربیه  باید بداند که امروز در همه منابع تعلیم وتربیه قالب و فرم ارائه مطلب به اندازه  خود محتوای آن مهم است، به همین شکل در مسأله پرچم هم قالب و شیوه ارائه مطلب اهمیت خاص خود را دارد که البته این موضوع  جذابیت خودرا  هم دارد مثلاً می‌توان از تصاویر و نقش‌های قدیمی و جدید و عبارات و اشعار مربوط به پرچم در متون قدیمی استفاده نمود. چون که  که پرچم از خاطره‌های قدیمی نشان دارد، یک میراث مشترک میان مردم و دولت محسوب می‌شود، زیرا میراثی از دولت‌ها و نیاکان گذشته است که نشانه‌های به کار رفته در آن، برگرفته از احوال و اندیشه‌های یک کشور و مردم آن است. مردم افغانستان می‌توانند در این روز در کنار یکدیگر، گام کوچکی در یک مسیر طولانی بگذارند و دست در دست همدیگر با عبرت از روزگار سرد و تلخ گذشته، برای ساختن آینده‌ای مستقل و مقتدر، متعهدانه وارد عمل شوند. در اوضاع واحوال حاضر، بیرق ملی ما در محافل اجتماهی از جای گاه لازم برخوردار نیست  ! یعنی درین  شرایطی خاص جنگی  که انتظار می رود برای تقویت غرور ملی مردمان ما ، در هر نقظه  شهرها و دهات های منطقه بویژه در دروازه های دخولی  ادارات ، سازمانها و نهادهای دولتی و شرکتها مشاهده گردد متاسفانه در بسیاری از اماکن عمومی ، برگزاری نشستها و کنقرانس ها و حتی جلسات اداری این سند هویت ملی مشاهده نمی شود که این امر بسیار باعث حیرت و تاسف میباشد؛  ازین رو  شان ، جایگاه و اهمیت بیرق به عنوان اصلی ترین نماد کشور و رعایت احترام و نیز به کار گیری صحیح از این نشانه منحصر بفرد ملی در کلیه موارد به ویژه در سطح شهر ها و دهات کشور نیازمند توجه خاص است. پرچم‌ ملی شاید از معدود نمادهایی باشد که از تنش‌ها و اختلاف‌ نظرهای منحط تباری و نژادی و زبانی و مذهبی به دور مانده‌است؛ پرچم نشانه مرز داشتن کشورها و نشانه حریم است و باعث می‌شود که مردم یک کشور تنها با همین عامل به ظاهر ساده با هم یک احساس قوی و مستحکم همدلی داشته باشند.غرور ملی، حفظ و احترام به پرچم در مناطق سرحدی کشورها بسیار پر معناتر از سایر نقاط است. معمولاً در نقطه پایانی مرز کشورها پرچم نصب می‌شود که حاکمیت ملی را ثابت می‌کند.  ببینید سپورت مینهای ما ماه ها وسالها   درین شرایط دشوار تمرین میکنند ، فقط به شوق اینکه بیرق کشورشان در یک مسابقه جهانی تنها چند ثانیه به اهتزاز دربیاید و سرود ملی کشورشان پخش شود.  توجه کنید  که سرود ملی از آن جهت ملی است که باید ملت با آن آشنا بوده و در مراسم های ملی و منطقوی همراه با نواختن آن ، اشتراک کننده آن کشور باید سرود را زمزمه کنند. همه می دانیم که سرود ملی برای هر ملت زنده لازم است تا به وسیله آن ، احساسات ملت تحریک و هیجانی شود.اما این نکته در افغانستان به شکل معکوس است، در برنامه های ملی و منطقوی و مسابقات ورزشی، سرود ملی تنها از بلند گوها شنیده می شود و اشتراک کننده گان نیز تنها به رسم احترام، به پا می خیزند. توجه کنید در سرود ملی هر کشوری، عناصر برجسته‌ی ملی و هویتی هر کشور است که نشانه‌ی آرمان‌ها و آرزوی فرزندان و مردمان آن کشور می‌باشد؛ آرمان‌ها و آرزوهایی مثل آزادی، وحدت و استقلال و برخورداری مردم آن کشور. درحالیکه سرود ملی هر کشور، ، اساسات ملی و نظام‌ سیاسی کشور، تاریخ و شکوه یا پیروزی‌ها بر دشمنان اشاره می‌کنند.

    امروز سربازان دلیر وپاسداران شان وشوکت  افغانستان  بی‌وقفه در جبهه‌های جنگ جان های شیرین خود را در برابر پاکستانی ها وایرانی ها سپرکردند که مبادا از سوی دشمن، پرچم کشورمان زیر پا گذاشته شود. با وجود آن  اما این روزها برخی از ما بی‌آنکه بدانیم و بی‌آنکه بخواهیم نسبت به همین پرچم بی‌تفاوت شده‌ایم. این شاید حاصل  جنگهای 43 ساله ما باشد ؛یا شاید حاصل بی‌دقتی خودمان. اکثر مردم  شاید قصد نداشته باشند که  به بیرق ملی که آن‌را مقدس می‌نامیم بی‌احترامی کنند، فقط نمی‌دانند وقتی می‌گوئیم یک پرچم مقدس است، درست نمی دانند ودرک نمیکنند که  یک بیرق چقدر از یک پارچه ساده فاصله دارد و بسیاری از جنگ‌های بزرگ در تاریخ فقط به‌خاطر بی‌احترامی به پرچم آغاز شده است.جامعه شناسان  معتقدند که امروز پرچم ابعاد جدیدتری پیدا کرده  و به‌عنوان نشانه‌ای تلقی شود که حامل مفهومی خاص و متمایز از یک واحد سیاسی مستقل است، پرچم در عین حال  نهاد سیاست و هویت شناخته می‌شود که در رقابت با دیگر هویت‌ها به‌کار بسته می‌شود. دیده میشود  که پرچم مساله فراملی است؛ زمانی‌که یک سپورت مین قهرمان می‌شود و پرچم افغانستان  بلند میشود ، احساس غرور ملی تقویت می‌شود؛ پس آنجایی که از پرچم استفاده ملی می‌شود باعث وحدت وهمبستگی است.در نهایت پرچم ترکیبی از معنای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است و شاید برافراشتن آن اهمیت خاصی نداشته باشد، اما اینکه در اوج قرار گیرد، برای مردم آن کشور غرور آفرین است. روز 7 اسد در افغانستان بنام روز بیرق سه رنگ با مراسم شکوهمند تجلیل گردید. این تجلیل را  مردم افغانستان وبطور خاص کابلی ها به مناسبتی جدی گرفتند که نوکران بیگانه باز هم میخواهند بیرق سه رنگ ما را به رنگ سفید که مردم با آن بیگانه هستند تبدیل نمایند؛مردم ما طی چندین نسل صرف نظر از دولتمردان متفرقه ! در زیر سایه همین بیرق سه رنگ بزرگ شده اند و حاضر نیستند رنگ سفیدو زرد و نصواری و امثالهم را بپذیرند! به عقیده من بی‌احترامی‌های غیرعمدی در اشکال و قالب‌های مختلف به پرچم در جامعه، به‌دلیل کم‌کاری در سیستم تعلیمی  کشور است. پرچم سند هویت و نماد عزت و افتخار و باور یک ملت است و اهتزاز آن در حقیقت بیانگر اهتزاز آرمان های آن ملت محسوب می شود.  پریزدنت غنی در روز بیرق گفت که این بیرق عزت  بیرق وقار وبیرق مساوات مردم  افغانستان  است .

  ملت افغان  با نظاره پرچم در اهتزاز افغانستان  سرفراز بر فراز هر کوی و برزن بر خود می بالند و به افغان  بودن خود افتخار می کنند.وطنداران  پیروزی نزدیک است ؛ مقاومت کنید ! امروز قوای مسلح ما  پاسداران عزت وشوکت افغانستان ، زیر سایه بیرق سیاه وسرخ وسبز در جبهه های نبرد با پاکستان تحت نام طالب وبا ایران تحت نام فاطمیان – طالبان  حماسه‌ های جاودان آفریدند و هنوز در جریان است باور داشته باشد که پیروزی از آن ماست ! پیروزی ما پیروزی حق بر باطل است بیرق   ما عنصر جدا نشدنی حماسه‌ ها ی ماست واین بیرق است که با پیوند واقعات با مردمان ما، از آن‌ها حماسه می‌سازد. چرا که حوادث  سیاسی، اجتماعی، نظامی و ورزشی تنها در صورت اتصال به منافع و هویت مردم ما تبدیل به حماسه می‌ شوند و پرچم به‌ عنوان میثاق ملی هر ملتی،  وملت ما محسوب میگردد.ما باید همیشه به فکر این باشیم که چگونه می توانیم کاری کنیم تا همیشه بیرق کشورمان بالا باشد و سرود ملی افغانستان  هیچ وقت از زبان ملت افغان نیفتد.

 

وطنداران به خاطر در اهتزاز داشتن بیرق ملی تا ن بر فراز شهروکوه  وده  به پا خیزید !! 

                                             

                                          مرگ بر آی آس .آی!

                         

                         روزبیرق ملی بر همه افغانان وطندوست مبارک باد!!

 

 

 

چپاول دارایی های مردم توسط زورمندان ، جنگ سالاران و مفسدین داخل حاکمیت

Druckversion Druckversion | Sitemap Diese Seite weiterempfehlen Diese Seite weiterempfehlen
© Rahema نشر مجدد مضامین این صفحه با ذکر منبع مجاز است